همان متن کلیله و دمنه اما با ترجمه محمد بن عبدالله البخاری ( نیمه اول قرن ششم هجری ) تصحیح استاد خانلری
زمانه هیچ روی به صلاح ندارد راستی از میان خلق رمیده دلها با دروغ آرمیده نیکان خوار و ذلیل شده بازار بدان تیز گشته
زشتکاری بر مردان می خندد صلاح و رشد بر خود می گرید آب دریای عدل به زمی فروشده درفش ستمکاری به عیوق بر رفته
جریده دانش درنوشته عروس معرفت از جلوه باز مانده دون همتی آشکار شده کرم و جود نا پیدا گشته پیمانهای دوستان از دست شده
خلق از حسد و بغض سرمست گشته تاج اکرام از سر نیکان بر گرفته و بر سر ناپاکان نهاده در وفا بسته در غدر گشاده شاخ راستی
پژمرده و بی بر گشته نهال دروغ تازه و تر گشته حاکم دست ستمکاری در آستین کشیده اصحاب فرمان دست جور دراز کرده
اژدهای آز و نیاز دهان باز کرده بدان را بِدان روی آورده که با آسمان برابری جویند نیکان را عجز در زاویه بنشانده بر صلاح
می مویند آبگینه مروت به سنگ بخل شکسته این زمانه پر مکر و دستان دستان شادی می زند که عَلَم خیر چگونه نگونسار کردم .
زمانه هیچ روی به صلاح ندارد راستی از میان خلق رمیده دلها با دروغ آرمیده نیکان خوار و ذلیل شده بازار بدان تیز گشته
زشتکاری بر مردان می خندد صلاح و رشد بر خود می گرید آب دریای عدل به زمی فروشده درفش ستمکاری به عیوق بر رفته
جریده دانش درنوشته عروس معرفت از جلوه باز مانده دون همتی آشکار شده کرم و جود نا پیدا گشته پیمانهای دوستان از دست شده
خلق از حسد و بغض سرمست گشته تاج اکرام از سر نیکان بر گرفته و بر سر ناپاکان نهاده در وفا بسته در غدر گشاده شاخ راستی
پژمرده و بی بر گشته نهال دروغ تازه و تر گشته حاکم دست ستمکاری در آستین کشیده اصحاب فرمان دست جور دراز کرده
اژدهای آز و نیاز دهان باز کرده بدان را بِدان روی آورده که با آسمان برابری جویند نیکان را عجز در زاویه بنشانده بر صلاح
می مویند آبگینه مروت به سنگ بخل شکسته این زمانه پر مکر و دستان دستان شادی می زند که عَلَم خیر چگونه نگونسار کردم .
0 نظرات:
ارسال يک نظر